مهدیار جونمهدیار جون، تا این لحظه: 15 سال و 9 ماه و 12 روز سن داره

مهدیار، خان طلا

برای پسرم

به من تكيه كن!       من تمام هستي ام را دامني مي كنم تا تو سرت را در آن بنهي تمام روحم را آغوشي مي سازم تا تو در آن از هراس بياسايي تمام نيرويي را كه در دوست داشتن دارم٬ دستي مي كنم تا چهره و گيسوي تو را نوازش كند تمام بودن خود را زانويي مي كنم تا بر آن به خواب روي  پسرکم دوست دارم!!!       ...
15 آذر 1392

مهدیار 92

سلام به همه مامانای دوست داشتنی دنیا که خیلی وقت بود ازشون بی خبر بودم. اومدم بعد یکسال و اندی یه پست جدید بذارم و بعد دیگه انشالا تولد مهدیار دوباره برمیگردم با کلی عکس تولد. آخه پسر گلم آقا شده داره 3ساله میشه  اینم آخرین عکسای مهدیار                                           ...
15 آذر 1392

شش میـم اصـلی در تربیـت مـوفق کـودک

متخصصین روانکاوی کودکان اثر شش میم را در تربیت کودک موثر می دانند و عنوان می کنند که: نیاز روانی بچه های ما، عبارت است از انتقال اثر شش میم. این شش میم را هر کس در کارنامه گذشته زندگی اش دریافت کرده باشد، میم هفتمش "مــوفقیــت" است که خود به خود پدید خواهد آمد: 1. تو محبوبی 2. تو محترمی 3. تو مطرحی 4. تو مهمی 5. تو مفیدی 6. تو می فهمی اگر ما در رفتار و گفتارمان این 6 میم را به فرزندان مان انتقال دهیم میم هفتم "مــوفقیــت" خود به خود خواهد آمد؛ یعنی باتری روانی انرژی دهنده فرد شارژ خواهد شد. در آن صورت این آدم در تحصیل و زندگی و کار و... موفق خواهد شد. البته ضد این شش میم که گفته شد، چیزهای ...
14 تير 1391

خدایا تورا شکر می کنیم!

  آقا مهدیار مامانیو ببخش اگه یه وقتایی از دستت عصبانی می شه سرت داد می زنه منو عفو کن وقتی بزرگ شدی  و اینو خوندی قبل از اینکه به این فکر کنی که من مامان بداخلاق و نق نقویی بودم به این فکر کن که دارم تو غربت بزرگت می کنم می دونی بابا جونت به خاط تو کجاها می خواسته بره اما نرفته چون من همش غر می زنم می گم بچه مریض می شه اینقدر دلش می خواد بریم شمال من اینقدر دلم می خواد بریم مشهد ... دروغ نمی گم همون ١٣ به دره کار دستمون داد مریض شدی آخه چه کنم من دست تنهام اگه مریض بشی خدای نکرده پیش کی نگهت دارم ! خدایا ١٠٠هزار مرتبه تورا شکر!  خدایا ١٠٠هزار مرتبه تورا شکر!  خدایا ١٠٠هزار مرتبه تورا شکر!  . . ...
20 فروردين 1391

آبله مرغان گرفتن مهدیار

سلام مامانی امروز می خوام از یکی از دوره های سخت بگم زمانی که آبله مرغان گرفتیٍ، اللهی بمیره مادر برات بعد از ٤ روز تازه فهمیدیم این دونه های روی صورتت آبله مرغانه نه گزیدگی، بردمت پیش دکتر گلشن یه شربت و یه پماد داد اما اصلا نق نق نمی کردی فقط ١بار تب کردی، اما وای از غذا خوردنت باز هم بی اشتها شدی خدا صبرم بده امروز خیلی اذیتم کردی کاشکی دوساعت می تونستم بزارمت پیش آنا جونت آخه داغونم از دست این غذا نخوردنت. ان شاالله خوب میشی هم این دندونه در میاد هم آبله مرغانت خوبه خوب می شه اللهی آمین!    دوستت دارم نی نی گنده   ...
20 فروردين 1391

مهدیار عزیزم!

پسر عزيزم: روزي كه تو مرا در دوران پيري ببيني، سعي كن صبور باشي و مرا درك كني... اگر من در هنگام خوردن غذا خود را كثيف مي كنم، اگر نميتوانم خودم لباسهايم را بپوشم، صبور باش. و زماني را به خاطر بياور كه من ساعتها از عمر خود را صرف آموزش همين موارد به تو كردم. اگر در هنگام صحبت با تو، مطلبي را هزار بار تكرار مي كنم، حرفم را قطع نكن و به من گوش بده. هنگامي كه تو خردسال بودي، من يك داستان را هزار بار براي تو مي خواندم تا تو به خواب بري. هنگامي كه مايل به حمام رفتن نيستم، مرا خجالت نده و به من غر نزن. زماني را به خاطر بياور كه من براي به حمام بردن تو به هزار كلك و ترفند متوسل مي شدم. هنگامي كه ضعف مرا...
1 اسفند 1390